نوروز وسال نو مبارک 1388
باز هم چهره نو روز عیان میگردد سبب شادی هر پیر و جوان میگردد
من ندانم چه پیامی دهد از سال جدید که از آن غنچه به تن جامه دران میگردد
همه اسرار نهانی که طبیعت دارد از زبان گل بشگفته بیان میگردد
باد از شوق زند چنگ چو در گیسوی بید چون نکیسا غزلش ورد زبان میگردد
پای کوبا ن وغزلخوان همه کس در هرحال به تماشای گل و سبزه روان میگردد
خاک را سبزه بپو شاند و خود ازگلها زیر یک پوشش صد رنگ نهان میگردد
نه فقط بلبل شوریده که هر زاغ و زغن عاشق فصل بهار از دل و جان میگردد
بادرا بین که ره آورد گلستانهارا با سخاوت همه جا مشگ فشان میگردد
رایگان ابر به سقایی صحرا خیز د چشمه بر پای گلا ن بوسه زنان میگردد
برکه را بین که در آن سایه زیبای درخت از نسیمی که وزد رقص کنان میگردد
مرغ حق شامگهان پرد وکوکو گویان به طلبکاری حق در جولان میگردد
بر تراز زر عیار است به نوروز زمین خوشتر از مشگ ختن شامگهان میگردد
از زبان گل بشگفته به فروردین ماه معنی جنت فردوس عیان میگردد
این جهان یک گل زیبای خدا پرورد است که به نوروز زمین نافه آن میگردد
مختصر گویی ناظم به پذیرید که او روز نو روز دچار هیجان میگردد