او گفته غزلها که من از بر کردم عمری به تر نم غزل سر کر دم
تا شیرینی نکته ها به دل بنشینند من مز مزه عسل مکرر کر دم
رویا ند ن رز ببا غ و میخانه از اوست انگور وخم وسبو و پیمانه از اوست
رهیا بی ما ببز م جا نا نه از اوست گر می نخورد خمار بیگا نه از اوست
هر نقش به امضای هنر مند رسید ارزش و بها ی آن به صد چند رسید
جانا بشنا س قد ر انسان زیرا هستیش به امصا ی خد ا وند رسید